X
تبلیغات
غوریان
مسأله زبان در افغانستان شنبه پانزدهم تیر 1392 6:54

این که آیا می‌توان با فرهنگ، به ویژه پدیده پویا و رو به رشد زبان، برخورد مطلق‌گرایانه کرد، بحث جداگانه‌ای می‌طلبد، اما پیش از آن، منظور دولت از زبان‌های بیگانه و کلمات نامانوس جلب توجه می‌کند.هرچند شورای وزیران به طور مستقیم از هیچ زبان یا گویشی نام نبرده است، اما تجزیه و تحلیل نوع برخورد دولت افغانستان با زبان‌های مختلف، شاید بتواند به حل این معما و تفسیر منظور دولت از بیگانه و نامانوس، کمک کند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ghznavi  | لینک ثابت |

یک شرکت دولتی چینایی توانست مناقصه استخراج نفت در شمال افغانستان را از رقبای استرالیایی، بریتانیایی و پاکستانی خود ببرد و مسئول استخراج منابع نفت و گاز شمال کشور شود.

بنا به گزارشات رسیده حکومت افغانستان از میان چند شرکت دیگر، شرکت دولتی چینایی موسوم به «شرکت ملی نفت چین» را برگزید. این شرکت توافق نموده است 15 درصد سهم این استخراج و سی درصد مالیه به حکومت افغانستان بدهد و هم تصفیه خانه را به همین هدف احداث کند. درحالیکه یک شرکت اتریشی که در این داوطلبی ها جایگاه دوم را گرفت، آماده پرداخت 10 درصد سهم بود و شرکت بریتانیایی که با آقای زلمی خلیلزاد همکاری دارد، آماده پرداخت کمتر از این مقدار بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ghznavi  | لینک ثابت |


Description: http://gdb.rferl.org/5820C8AF-44EE-4AEA-985D-A4BDB45301F7_w270_.jpg

13.07.1390

رییس جمهور کرزی و صدراعظم هند من موهن سنگهـ در جریان دیدار دیروز شان در دهلی جدید، توافقنامه مشارکت های ستراتیژیک را باهم امضا نمودند که این سند روابط  دو کشور در بخش همکاری های امنیتی و اقتصادی را عمیق تر می سازد.

دو رهبر بعد از امضای این سند همکاری های ستراتیژیک در یک کنفرانس خبری شرکت نموده بیانات داشتند.

رییس جمهور افغانستان در این کنفرانس خبری، روی  نیاز مبارزه مشترک بر ضد تروریزم تاکید نموده، بدون آن که از پاکستان نام ببرد، بار دیگر ابراز داشت که تروریزم به حیث یک وسیله سیاسی در مقابل اتباع ما استفاده می شود.

رییس جمهور کرزی در ادامه گفت:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ghznavi  | لینک ثابت |

نگاهی به زندگی استاد ربانی چهارشنبه سی ام شهریور 1390 8:58

پروفسور برهان‌الدین ربانی در ۲۹ سنبله ۱۳۱۹ در شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان افغانستان متولد شد.

ایشان در سال ۱۳۳۶ در دانشگاه شرعیات کابل همراه‌ با تنی چند از دوستان خود ، نهضت جوانان مسلمان را تاسیس کرد که‌ بعداً این نهضت با استعفای غلام محمد نیازی از رهبری آن در سال ۱۳۵۱ توسط آقای ربانی به‌ جمعیت اسلامی افغانستان تغییر نام داد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ghznavi  | لینک ثابت |

حاجیگک بزرگترین معدن آهن افغانستان است وزارت معادن افغانستان اعلام کرده است که امتیاز استخراج معدن بزرگ آهن حاجیگک، در بامیان تا دو ماه دیگر به یک شرکت خصوصی واگذار خواهد شد. این وزارت واگذاری امتیاز استخراج معدن حاجیگک را حدود یک سال پیش در سطح بین المللی به مزایده گذاشت و ۲۱ شرکت خارجی برای دریافت این امتیاز متقاضی شدند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ghznavi  | لینک ثابت |

گنجینه باختر سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 17:7

گنجینة باختر

به نقل از شبکه اطلاع رسانی افغانستان

گنجینه­ای که موجودیت آن بیش از 25 سال مبهم بود و هیچ کس نمی­دانست که با ارزش ترین گنجینة جهان که در سال 1978میلادی توسط گروه باستان شناسی افغانستان- شوروی در «طلا تپة شبرغان» پیدا شد در کجاست.
در نخستین روزهای سال1978میلادی ویکتورسریانیدی، باستان شناس نامدارشوروی بالای همین تپه بالای شهر شبرغان ایستاده بود. ناگهان اندیشه­ای در او پدید آمد و همین فکر سبب شد که بزرگ ترین گنجینة جهان پس از 2000 سال ابهام پیدا شود. در جریان این 2000 سال بسیاری از جهان گشایا و شاهان و حتی بسیاری ازماجراجویان به دنبال این گنج در این بخش جهان می­گشتند.

اما هیچ کس نمی­دانست که گنجینة بزرگ باختر که میراث حاکمیت دوران یونان باختر که پس از تصرفات اسکندر است در کجاست. بسیاری در بلخ به دنبال این گنجینه می­گشتند و بسیاری هم متیقن شده بودند که وجود چنین گنجی افسانه ای بیش نیست. ویکتورسریانیدی به این نتیجه رسید که در کنار معبد3000ساله ای که در کنارتپه طلا قراردارد باید گورهای شاهان و شاهزادگان قرارداشته باشد.ادامه مطلب

نوشته شده توسط ghznavi  | لینک ثابت |

بدیع در شعر حافظ سه شنبه سوم بهمن 1385 20:24

به نام خداوند جان و خرد

 

دوشعر از اشعار حافظ انتخاب و فقط شگرد های" بدیعی " را در آن مورد بررسی قرارداده ایم ، تا معلوم گردد که این استاد سخن چه تسلط خارق العاده وعجیبی بر سخن فارسی داشته است.

   

1--  سمن بویان  غبار غم  چو  بنشینند   بنشانند         پری رویان قرارازدل چو بستيزند بستانند

2-- به  فتراک جفا  دلها چو  بر بندند    بر بندند         ز زلف  عنبرین جانها چو  بگشاید  بفشاند

3--    به عمری يك نفس با ما چو بنشینند برخیزند       نهال  شوق  در خاطر چو برخیزند بنشانند

4--   سرشك گوشه گیران را چو دريابند  دُریابند         رخ مهر از سحر خیزان نگردانند اگر دانند

5--   زچشمم لعل رمّانی چو می خندند مي بارند          ز رویم راز پنهانی چو می بینند می خوانند

6--   دوای درد عاشق را کسی کو  سهل  پندارد           ز فکر آنان  که  در تدبیر درمانند   درمانند

7--   چو منصورازمراد آنان که بردارند بردارند          بدین درگاه حافظ را چو می خوانند می رانند

8--  درين حضرت چو مشتاقان نیازآرند نازآرند                    که با اين درد اگر دربند درمانند درمانند

 

                                                                                                           دیوان حافظ .ص. 244. به کو شش احمد دانشگر

 

 

رند فرزانه ی شیراز با مهارت تمام انواع آرایه های بدیعی را دراین ابیات به کار برده است.

نخستین ترفند بدیعی که می توان بدان اشاره کرد " ذو قافتین " است ، که دراین ابیات به کار رفته ، وبا قی  صنایع بدیعی را نيز يكي يكي می شماریم :

1—در مصرع اول این بیت  "جناس اختلافی " وجود دارد که " بنشینند و بنشانند  " اختلاف در.ی . ا. است 

2—در مصرع اول بیت دوم ، جناس مرکب وجود دارد که در« بر بندند »می باشد، مراد از" بر بندند" اول دل بستند و دل دادند  ، و مراد از" بر بندند " دوم ،بر بند بودن ، مقیّد ، زندانی بودن و اسارت  است . در مصرع دوم جناس اختلافی وجود دارد که در، " گ " ی" ن "  است . و دراين بیت آرایه ی ذوقافیتین نیز به کار برده شده  که در قافيه میانی « دلها » در مصرع اول و« جان ها » در مصرع دوم ، وقافیه های اخر که "ند " است درپایان دومصرع  است .

3ـــ‌  ترفند متناقض نما یا «‌ پارادوکس » در مصرع اول در" برخیزند  "و بنشينند " وجود دارد

4 ــ در مصرع اول صنعت جناس و همگوني تام در« در یابند » است ، که مقصود از " دریابند " اول دریافتن ، فریادرسی ودست گیری است ، و مراد از " دریابند " دوم ، دُر، گوهروشئ با ارزش پیدا کرد ند است .

ودرمصرع دوم جناس اختلافی در« نگر دانند »  و « اگر دانند » است .

5ـــ دراین بیت آرایه ی " ذوقافیتین یا قافیه دو گانه " وجود دارد که در« رماُنی و پنهاني » در میانه ی دومصرع و " بارند و خوانند  " در پایان است.

6 ـــ  در مصرع دوم بیت ارایه ی جناس مرکب { آمیغی}  است میان دوتا « درمانند » زیرا مراد از" در مانند " اول درمان و تداوی است و از دومی درماندگی و بيچارگي .

7 ــــ  دراین بیت صنعت تلمیح است که گوشه ی چشمی به قضیه ی منصور حلاّج دارد . وهم چنین آرایه ی همگونی مرکب نیز وجود دارد که در « بردارند » است ، و مراد از يكي شان بر داشتن و رفع است و مقصود از ديگري بر دار آويختن و طناب اعدام است .

8 ـــ در پایان مصرع اول ترفند  "جناس زاید درمیان " وجود دارد  « نیاز آرند ،  ناز آرند »که " ا " زاید است.  و در مصرع دوم  " همگونی آمیغی " در « درمانند است » که مقصود از اولی تداوی ، درمان و طبابت است ، وازدومی بیچارگی ، عجز و درماندگي است .

شعردوم

 

 1ــ   پیش از اینت بیش از این اندیشه ی عشاق بود       مهر ورزي تو با ما شهره ی آفاق بود

2ــ    یاد باد  آن صحبت شب ها که با  نوشین لبان       بحث سرّ عشق و ذکر حلقه ی عشاق بود

3ــ   پیش ازاین کاین سقف سبزوطاق مینا برکشند         منظر چشم مرا ابروی جانان، طاق بود

4ــ    از دم  صبح  ازل   تا  آخر شام  ابد                    دوستیّ و مهر بر يك عهد و يك میثاق بود

5ــ    سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد            ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

6ــ    حسن مه رویان مجلس گرچه دل می برد ودین       بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

7ــ    بر در شاهم ، گدایی نکته ای در کار کرد             گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزّاق بود

8ــ   رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار             دستم اندر ساعد ساقی ّسیمین ساق بود

9ــ   در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن             سر خوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

10 ــ شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد                     دفتر نسرین وگل را زینت اوراق بود

  

                                                                                                           دیوان حافظ .ص.256. به کو شش احمد دانشگر

 

درين شعر انواع ترفندهای بدیعی وجود دارد ومی توان آنرا کتاب بدیع نام نهاد .

نخستین تر فند بدیعی که در این جا به کاررفته ارایه ی رد القافیه ( باز آورد قافیه ) است .

1ــ    دراین مصرع اول انکه صامت " شین " چهار بار تکرار شده واین آهنگ موسیقی خاصی به شعر بخشیده است .  دوم انکه : بین دوکلمه ی " بیش و پيش " جناس خطی  وجود دارد. سوم : در واژگان " اینت و اين " جناس زاید است که " تا " باشد . چهارم : بیت اول ذوقافیتین هم است . " اندیشه ی ـ عشاق " ، در مصرع اول و" شهره ی ـ آفاق " در مصرع دوم .

2ـــ   در بيت دوم " باد و ياد " در کنار هم قرار گرفته واین آهنگ موسیقی به شعر داده ، بعلاوه جناس خطی هم د ر دو تا است زیرا اختلاف شان فقط در نقطه است . سوم انکه تر فند اشتقاق نیز در " عشق و عٌشّاق موجود است .

3ــ  درین بیت واژه ی "طاق " دارای دو معنا است در مصرع اول به معنای « اسمان» است ودر دوم « کمان ابرو، بی نظیر ..»  و جناس تام وجود دارد . و مرا عات نظیر نیز در " طاق مینا و سقف سبز " است.

4 ـــ  بین " دم صبح ازل و آخر شام ابد " تضاد وجود دارد .

5 ــ کلمات " معشوق و عاشق " هم ريشه اند ، و صنعت اشتقاق در آنها وجود دار د ، اضافه بر این " محتاج و مشتاق " هم وزن هستند . ودر پایان بیت است لذا آهنگ خاص ایجاد کرده .

6 ـــ واژه های " حسن ، لطف ، خوبی ، مه رویان " تناسب معنایی دارند ، واین مراعات نظیر است .

7 ــ در مصرع اول بین " شاه وگد اه " تضاد معنایی است .

8 ــ درین بیت صامت " س " هشت بار تکرار شده ،‌ و آهنگ درونی شعر را با لا برده ، وبه علاوه با مضمون شعر که همیشه " تسبیح وزکر " با هم می آیند ار تباط  دارد .

9 ـــ در ین بیت میان " صبو حی کردن ، جام ویار " تناسب معنایی وجود دارد . و بين " صبوحی کردن و شب قدر " تضاد معنایی است  .

10 ــ درین بیت شاعر با ادعای خیالی زیبایی سخن خودرا ستوده است . این از نظر بدیعیان غلو ناميده می شود . 

 

 

     

 

نوشته شده توسط ghznavi  | لینک ثابت |

ازغور چی میدانید سه شنبه شانزدهم آبان 1385 18:22

 

                                                     بنام خدا

 

                                     از غور چه میدانید

 

                                                 غور کجا است

 

غور یاغورستان نا حیه ی است کوهستانی واقع در افغانستان ، در جنوب غزنین  مشرق و جنوب

 

 غرجستان ...اکنون این ناحیه مقر ایل هزاره و قبايل ایماق است و آنرا هزار ستان می نامند0

(فرهنگ معین ) غور نام ولایتی است معروف نزديك قند هار ( برهان قاطع ) غور بیشتر بلاد آن کوهستاني است و از این رو انرا غرجستان وغرشستان گویند ؛ زیرا که در لغت آنان غرجستان کوهستان است حکّام غور بعد از غزنه مشهورند ( انجمن ارا و آنندراء ) سرزمین کوهستانی در افغانستان میان وادی هلمند و هرات و امروز آنرا هزار ستان می نامند ( اعلام المنجد ) غور ولایتی است و شهرستان انرا آهنگران نامند ( نزهة القلوب ) ناحیه بزرگ کوهستانی در سمت خاور و جنوب غرجستان معروف بود به غور وغورستان وازهرات تابامیان و حدود کابل و غزنه امتداد داشت که عبارت از منطقه جنوب رود خانه هرات می باشد ؛ جغرافیا نویسان قرون وسطی به این مطلب اشاره کرده اند که رود های بزرگی مثل هریرود وهیرمند وخواش وقزه از اين ناحیه سرچشمه می گیرند ؛ از منطقه جغرافیایی این منطقه کوهستانی متاسفانه شرحی به ما نرسیده است و حد شهرها و قلعه های آن جا در تواریخ ذکر گردیده معین نیست .. درّه های آنجا معمور بوده و باغ های بسيار داشت وبداشتن معادن طلا و نقره معروف بود و اکثر این معادن در ناحیه با ميان وپنجهیر          ( شاید پنج شير)  قرار داشت و غنی تر ين ان در محلی بنام خر خیز ( زرخیز ) بود ( جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی  لسترنج ) يكي دیگر از شهر های معروف غور خوست است شهر با ميان کرسی ولایت بزرگی به همین نام بود که قسمت خاوری غور را تشكيل میداد و خرابه های کهنه ان حکایت می کند که زمانی قبل از اسلام يكي از مراکز مهم بوده است ( قزوینی . قرن هفتم ) با ميان به اندازه نصف بلخ است و بر فراز تپه ی جا دارد ولی بارو ندارد ولایت آن در غایت خرمی است و نهر بزرکی آنرا ابیاری می کند ( اصطخری . قرن چهارم )

از مجموع این مدارک تاریخی مهم نتیجه می گیریم که غور تمام نواحی هزار جات فعلی را شامل می شده بلكه دايره اش بسیار وسیع تر نیز بوده است

 

 

 

                                                    حاکمان غور

 

غوریان سلسله حاکمانی هستند که در سرزمین غور فرمانروایی می کرده اند و به آل شنسب وشنسبانیه نیز معروفند اشتهار شان به این نام بدان سبب است که اینان از اخلاف شخصی بنام شنسب اند . که بنابروایت بعضی مورخان درزمان خلافت امام علی(ع) می زيسته است .

ولی به عقیده بعضي مورخان دیگر مثل غبار وعبد الحی حبیبی حکمران این سلسله هنگام ظهور اسلام فردی بنام ما هويه بوده است . که یزد گرد سوم آخرین پادشاه ساسانی را که از چنگ لشكر عرب به مرو فرار کرده بود در سال 31هجری بدست آسیاب بانی به قتل رسانید وبا فاتحان عرب داخل مفاهمه گردید .

طبری در ذیل حوادث سال 36 هجری ذکر می کند که ما هويه بعد از جنگ جمل خد مت امیر المومنین( ع) رسید و از امام نامه در یافت نمود . طبق نقل طبری در این نامه بعد از ذکر نام خدا و سلام بر کسانی که تابع هدایت گشته اند می نوشته شده : مرزبان مرو پیش من آمد و من از او راضیم ( تاريخ طبری ج 3حوادث سال 36 ) منهاج السراج جوز جاني صاحب کتاب طبقات ناصری حکمران این دودمان را در اغاز عصر اسلامی ملك شنسب بن خرنک ذکر می کند که جانشینان او را شنسبانیه می خوانند و در زمان خلافت حضرت علی(ع) ایمان آورد ه و لواي حکومت گرفته است .

 داستان تشرف ملك شنسب خدمت امام ( ع ) نزد مورخان مشهور است و میان این دو قول تضادی نیست زیرا ممکن است ما هويه و شنسب دو نفرازیک خاندان باشند يكي حاکم مرو و ديگري فرمانروای غور؛ نه انکه اثبات يكي وجود دیگری را نفی کند .

يكي از افتخارات که این فرمانروایان خوشنام دارند و مخصوص ایشان است  و در این سعادت هیچ کس دیگر شريك آنان نیست توّجه نکردن شان به فرمان شوم معاویه مبنی بر لعن  خاندان آل محمد ( ص) است به گفته تاریخ نگاران در سراسر حکومت اسلامی از شرق تا غرب این فرمان زشت اجرا گردید مگر در سرزمین پر افتخار غور که از این دستور سر باز زدند و بر آن وقعی ننهادند ؛  زیرا از جان و دل دوست دار اهل بیت بودند و فرمان حکومت را که از امام امیر المومنین (ع)در یافت کرده بودند نسل بعد نسل بعنوان سند افتخار نزد خود نگهداشته بودند .

         به اسلام در هیچ منبر نماند                      که بروی خطیبی همی خطبه خواند

         که بر آل یاسین به لفظ قبیح                       نکردند لعنت بوجه صریح

        دیار بلندش از آن بود مصون                     که از دست آن ناکسان بود برون

       از این جنس هرگز در ان کس نگفت             نه در آشكار و نه اندر نهفت

       نرفت اندر آن لعنت خاندان                        از این بر همه عالمش فخر دان

       مهین پادشاهان باد ين و داد                        بدین فخر دارند بر هر نژاد

 

نوشته شده توسط ghznavi  | لینک ثابت |